محمدصادق دهلوي

مقدمه 33

كلمات الصادقين ( فارسي )

چندى ارادتمندان مقلد دل بر تجريد نهاده غرق اين انديشه گشته دوسه گام [ 54 ] بالاتر از طريق صوفيه اختيار كرده ازار مشروع را بلنگ چهار انگشت كه بجز اندام نهانى نپوشد بدل كردند و روز بروز بدعتهاى 1 ديگر افزوده و اقاويل فاسده بشاه بديع الدّين مدار 2 اسناد كرده موجب آزار آن جناب و سبب عار او شدند و كار بدين رسوائى كشيد . شاه بديع الدّين 3 ازين افعال بيزار است و آن حضرت در كشف اسرار و اشراف خواطر بغايت مرتبهء عالى داشت و بر ناصيهء وى نورى بود كه هركه بدان نگاه كردى بىخواست 4 به سجده رفتى . ازين‌رو پيوسته برقع‌پوش بودى مگر روز بار عام نقاب از چهره برداشته افادهء خلايق فرمودى . هرك را 5 در علم و دانش رسمى و حقيقى دشوارى پيش‌آمدى آن روز بخدمتش رسيده بىآنكه سؤال كند از استماع كلام حقايق انتظام وى حل مشكل كرده بازگشتى . انتقال وى ازين خاكدان ظلمانى بعالم روحانى در سال هشتصد هجرى بوقوع آمد 6 . از وى كرامات و خوارق عادات بيشمار نقل كرده‌اند . شيخ شمس اتاوله قدس سره 7 هم‌عصر سلطان الاولياست و بكمال فقر آراسته بود و بهدايت و ارشاد اهل زمانه اشتغال داشت و پيوسته بسلطان [ 55 ] المشايخ به جهت 8 رجوعى كه دنيا را بآستانهء وى بود انكار كردى و گفتى رعنائى ظاهر علامت خرابى باطن است و نظام الاولياء 9 اصلا بجواب او لب نگشادى 10 تا شبى بواقعه ديد كه نظام الدّين اوليا سر بر زانوى مبارك خاتم انبيا عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات 11 نهاده در خوابست . از آن وقت طريقهء ادب و اعتقاد پيش آورد . گويند حاجتمندى كه بوى رجوع كردى در كم فرصتى به مقصود خود و اصل شدى . بنا بر آن اتاوله كه بهندى زبان شتاب كار را گويند در القاب وى انتظام يافت 12 و بارها سلطان الاولياء گفتى كه هرك را زودتر بمراد دينى و دنيوى خود رسيدن آرزوست از ملازمت شمس زمان ما طلب كند . خوابگاه * او در دهلى است . عرس وى در هفتم رجب المرجب است .